تبليغاتX
رستگاری در ساعت گرگ و میش
چنين گفت ادموند حرام زاده :
کدام يک پست و فرومايه است ؟
آنکه در آميزش نهانکارانه و شوقمند طبيعت ، از ترکيبی بحتر و صفاطی نيرومند تر بهره يافته است ؛
يا يک گله بچه های خودخاهِ سبکسر ، که نطفه شان در بسطری کهنه و رنگ باخته ميان خاب و بيداری بسطه ميشود ؟

( شاه لير/ پرده اول/ صهنه دوم )

* - بعضی نماینده های مجلس دیروز گفطن واگزاری کودکانی که پدر و مادر مشخصی ندارن به خانواده های دیگه بر خلاف قانون شرعه ! چون خون اونا ... !!!! ( دیگه به اونا چیکار دارین بی شرفا ؟!  پس قانون انسانیت و حقوق انسانی چی ؟! )

 نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 9:37  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

به مژده که واسه محربونی زيادش حميشه نگرانشم
حيچ ميدونسطي تمام مردم دنيــا به يک ضبون سکوت ميکنن ؟! پس به من نگو ... 


 * _ راسطشُ بخای به وجود خدا معطقدم ؛ به خدای موجود نه

 نوشته شده در  شنبه 2 آبان1388وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 17:3  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک 

الهام از نغاشی وجیهه - شاگردم

آقا اجازه ؟!
ميشه روشنایی رو بدزديم ؟!
بیاریم بزاریمش اون بالای ورقمون ،
اونغدر سفید بشه که بشه مثه آینه ...
که بشه خودمونو توش ببینیم .
بعد بشينم اين پايينُ برّ و بر نيگاش کنیم تا خاموش بشه ؟!
اونوقط حمه جا تاريک میشه و ميخابيم ،
بیدارکه بشیم حمه جاش سبزه سبز شده باشه .
هان آقا ؟!...
میشه بدزدیم ؟!

* ـ  فرهنگسرا ارسبارانه ؛ سربزننین ؛ عاشغش میشین ...

 نوشته شده در  جمعه 24 مهر1388وقتي عقربه ها تو سکوت فرياد ميزدن ساعت 22:43  ميپرسي کي اين اراجيفُ نوشته ؟! خوب معلومه  ضحاک